مهدیس صادقی پویا

فمینیسم انقلابی

چرا به فمینیسم انقلابی نیاز داریم

ترجمه: مهدیس صادقی پویا

مقدمه

شیلا جفریز (Sheila Jeffreys) یکی از نظریه‌پردازان لزبین فمینیسم است؛ نویسنده و مدرس بریتانیایی که مطالعه و نظریه‌پردازی‌اش در باب لزبین فمینیسم را از دهه ۷۰ میلادی آغاز کرده و در همان سال‌های نخستین جنبش رهایی‌بخش زنان تبدیل به یکی از منتقدان این جنبش شده است. به نظر می‌رسد مقاله زیر از جفریز، گویای نقدهای گسترده و اصلی به جنبش رهایی‌بخش زنان بوده و هم‌چنین به چیستی و چرایی ضرورت وجود فمینیسم انقلابی به طور خلاصه اما گویا می‌پردازد.

این مقاله در کنفرانس ملی جنبش رهایی‌بخش زنان در سال ۱۹۷۷ در لندن توسط شیلا جفریز، لزبین فمینیست بریتانیایی ارائه شده و در شماره پنجم نشریه فمینیست سوسیالیستی Scarlet Woman در سال ۱۹۷۷ به چاپ رسیده است. کنفرانس مذکور با شرکت ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر از زنان در اینگلستون لندن در آوریل سال ۱۹۷۷ برگزار شد.

نیاز به فمینیسم انقلابی

نیاز به فمینیسم انقلابی به سبب وجود دو ضرورت احساس می‌شود: نخست حاکمیت ‘لیبرال’ بر جنبش رهایی‌بخش زنان و دوم، نبود نظریه در این جنبش. - که در ادامه به بررسی این دو ضرورت پرداخته خواهد شد:

۱. حاکمیت لیبرال بر جنبش رهایی‌بخش زنان

همواره تردید گسترده‌ای برای استفاده از واژه ‘لیبرال’ وجود داشته است، چرا که اصولاً این واژه و مخفف آن یعنی Lib (در زبان انگلیسی) با ابهام و فریبکاری در رسانه‌ها مورد استفاده قرار گرفته و در نتیجه معنای خود را از دست داده و دچار تحریف شده است و در حال حاضر تنها می‌تواند در راستای ایجاد جلب توجه یا حتی ایجاد تقابل به کار برده شود و من بر این باورم که چنین اقداماتی در بطن این جنبش با هدف کم‌ارزش جلوه دادن و محدود کردن ظرفیت‌های آن صورت گرفته است. امروزه تمایل بسیاری به سمت در نظر گرفتن ‘تغییر نقش‌های جنسیتی’ به عنوان پایانی مطلوب بر رهایی‌بخشی زنان وجود دارد. نقش‌های جنسیتی می‌توانند تغییر کنند، بدون آن که تغییر در ساختار قدرت ایجاد شود! مردان می‌توانند کارهای خانه را انجام داده و از کودکان مراقبت کنند، اما تعریف حضور زنان - پس از این تغییر- در “فضای شغلی بدون تضاد و هیاهو”، نیز می‌تواند دقیقاً آن چه باشد که حاکمیت‌ها می‌خواهند. آیا چنین تغییری که حتی چپ‌گرایان انقلابی نیز بدان باور دارند، منجر به جابجایی نقش‌ها، برای مثال در امر تجاوز یا ابژه‌انگاری یک جنس نسبت به جنس دیگر نیز خواهد شد؟ به زعم من خیر. تا زمانی که مردان، طبقه قانون‌گذار را به اِشغال خود در آورده‌اند، به کارگیری ‘مردانگی’ به منظور کنترل زنان، حتی در خیابان‌ها، از تکه انداختن تا تجاوز ادامه خواهد یافت و تغییر نقش‌های جنسیتی هرگز نخواهد توانست قدرت آنان را محدود و تضعیف کند.

یکی دیگر از ابعاد قابل بررسی در این جنبش، آموزه‌های آن به جامعه خارج از جنبش است. برخی گروه‌های زنان شروع به گفت‌وگو درباره این جنبش با مؤسسات مخصوص زنان یا کلیساها کرده‌اند و درباره این جنبش به پنهان‌کاری و دروغ‌پراکنی یا صحبت درباره جنبه‌هایی از جنبش - که از نگاه دیگران می‌تواند تهدیدزا باشند، مثل لزبین بودن اعضای جنبش - پرداخته‌اند. به واقع، این جنبش تبدیل به تهدید شده یا باید این‌طور در نظر گرفته شود، چرا که بستری برای به نمایش گذاشتن منافع مردان و گام برداشتن در راستای احقاق این منافع شده است.

یکی دیگر از مسائل تأمل‌برانگیز جنبش، -تقلیل به- مقوله ‘سبک زندگی’ Lifestylism‌ است. زندگی با دیگر زنان، تشکیل گروه‌های خودجوش - برای مثال گروه‌های تهیه و تولید غذا -، شرکت در دوره‌های آموزشی خاص زنان و یا گذراندن وقت در دیسکوهای زنان اموری ممکن هستند، اما در عین حال، نیاز به فمینیسم سیاسی و توسعه نظریات و استراتژی‌ها به منظور از بین بردن قدرت مطلقه مردان نادیده گرفته شده‌اند. آن چه اتفاق خواهد افتاد این است که این جنبش تبدیل به آلترناتیوی برای انجمن‌های زنان - مثل Townswomen’s Guild- در بریتانیا خواهد شد که فقط نوک بینی خود را می‌بینند و آن وقت، دیگر، برای انجام هر کاری دیر خواهد بود!

مشکل دیگر این جنبش، نشریاتی مانند Spare Rib هستند. نشریاتی که بر پایه دوری گزیدن از رادیکالیسم و نظریه‌گرایی تولید می‌شوند تا بتوانند طیف وسیع‌تری از زنان را به خود جلب کنند. این نشریات در همین روند، تبدیل به تولیدکنندگان محتواهای خواندنی اما مبتذلی می‌شوند که هدف اصلی جنبش یعنی خشم نسبت به مردان - شرایط کنونی جامعه مردسالار- را مخدوش و متروک خواهند کرد.

۲. نیاز به نظریه

دلیل دوم برای این که چرا به فمینیسم انقلابی نیاز داریم این است که جنبش رهایی بخش زنان، تهی از نظریه است. همواره بدگمانی زیادی نسبت به ‘نظریه’ به عنوان ابداعی مردانه و تمایل به تولید محتوا درباره مفادی چون مسائل شخصی، سبک زندگی و نقش‌های جنسیتی در این جنبش وجود داشته است. در همین حین، فمینیست‌های سوسیالیست در حال تدوین نظریاتی بوده‌اند که از مارکسیسم اقتباس شده‌اند، و چنین به نظر رسیده که نظریات آنان این شکاف و کمبود نظریه را در جنبش پر کرده است؛ شخصاً بر این باور نیستم و آن را قبول ندارم. البته پیش‌تر فمینیست‌های رادیکالی بوده‌اند که دست به تولید نظریاتی درباره دلایل - تاریخی، روانشناسانه و غیره - ستم بر زنان زده‌اند تا از این طریق و بر مبنای نتایج تحلیل‌هایشان، استراتژی‌هایی به منظور پایان دادن به این ستم ارائه و اتخاذ کنند. ممکن است چنین فمینیست‌هایی هم‌چنان وجود داشته باشند، اما خودشان را پنهان کرده‌اند و انگار به خواب زمستانی رفته‌اند. تاریخچه ورود فمینیست‌های رادیکال به جنبش رهایی‌بخش زنان، بسیار قابل توجه است، اما به سختی می‌توان هنوز کسانی را در این جنبش یافت که به نظریه فمینیسم رادیکال پایبند بوده یا آن را ترویج کنند.

در حال حاضر اصطلاح ‘فمینیسم رادیکال’، طیف وسیعی از مفاهیم و موقعیت‌ها را در بر گرفته و تعریف می‌کند، اما از نظر من از پس توصیف فمینیسم انقلابی به خوبی بر نمی‌آید. سیاست‌های انقلابی به مقوله قدرت می‌پردازند. این سیاست‌ها، انحصار قدرت در یک گروه و کنترل دیگر گروه‌ها به واسطه همین قدرت را مد نظر قرار می‌دهند، و البته این که چگونه قدرت را از انحصار این گروه‌ها خارج کرده و به ستم علیه گروه‌های دیگر پایان بخشیم! به این منظور، شناسایی گروه سلطه‌گر دارای قدرت، منبع قدرت آن، روش‌های کنترلی که این گروه به کار می‌بندد، منافع این گروه، روند رشد تاریخی آن، نقاط ضعفش و بهترین راه‌های چگونگی از بین بردن قدرتش، گام‌های ضروری هستند.

در واقع، ما برای شناسایی مطالبات و خواسته‌های سازنده و بالقوه انقلابی زنان، نیازمند نظریه هستیم. ما نیازمند آنیم تا بتوانیم از انباشت طیف وسیعی از خواسته‌های فمینیستی زنان که منجر به ارزش‌گذاری مساوی میان این خواسته‌ها و کم‌اهمیت دادن آن‌ها می‌شود، جلوگیری کنیم. باید بدانیم ثقل فعالیت‌هایمان را روی چه مقوله‌ای و در چه زمانی بگذاریم تا بتوانیم منافع و نقاط ضعف جامعه مردان را شناسایی کرده و وادارشان کنیم تا موضع خود را مشخص کنند؛ این مقولات ممکن است گاهی ‘جایگاه پدری’ باشد، گاهی نیز ‘کنترل کامل زنان بر تولید مثل و فرزندزایی’.

اساس نظریه فمینیست انقلابی

تبدیل شدن به یک فمینیست انقلابی، به منزله رها کردن سوسیالیسم نیست. به عنوان یک فمینیست انقلابی باور به وجود دو سیستم طبقاتی دارم: سیستم طبقاتی اقتصادی که بر پایه روابط افراد با تولید بنا نهاده شده، و دوم، سیستم طبقاتی جنسی که مبنای آن، روابط افراد با تولید مثل است. به عنوان یک زن، بیش و پیش از هر چیز، موجودیت من توسط نظام طبقاتی جنسی -برای مثال- از طریق ترسی که نیمه‌شب‌ها در خیابان به خاطر وجود نگاه‌ها، رفتارها و نظرات مردان و غیره دارم، در معرض خطر قرار می‌گیرد. در قالب فمینیست سوسیالیست باید بپذیرم که منافع مشترکی با مردان دارم و ترس و تحقیر من به عنوان یک زن، ریشه در صرفاً سرمایه‌داری دارد و نه در موجودیت مردان. که من نمی‌توانم چنین چیزی را بپذیرم.

به منظور تولید نظریات فمینیسم انقلابی، توجه و تمرکز بر قدرت تولید مثل، امری حیاتی است. گروه‌های چپگرای انقلابی نباید برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی خود را درباره مسائل مربوط به جنس و جنسیت و خانواده محدود و متوقف کنند. آن‌ها باید درباره ‘تولید مثل’ که مقوله‌ای دشوار و هراس‌آور به نظر می‌رسد، به کرات صحبت کنند. طبقه اقتصادی در جامعه سوسیالیست آینده از بین خواهد رفت؛ دیگر تفاوتی میان پسر یک زمین‌دار در یک منطقه با دیگران نخواهد بود و هم‌چنین رنگ پوست افراد در جهانی به مثابه دیگ ریخته‌گری، ذوب خواهد شد و از بین خواهد رفت، اما تفاوت میان زنان و مردان خیر! بدن زنان مانند کارخانه‌ای است که کودکان در آن‌ها تولید می‌شوند و کسی که این کارخانه‌ها را کنترل کند، خواهد توانست بازتولید زندگی و آینده نوع بشر را نیز تحت کنترل خود در آورد.

پدرسالاری، و حاکمیت مردان از زمانی که شواهدی برای تعریف تاریخ بشر داشته‌ایم وجود داشته است (حتی پیش از ایجاد نظام طبقاتی اقتصادی) که نه تنها محدود به بهره‌کشی از زنان به عنوان یک طبقه، بلکه مربوط به مالکیت و کنترل بر قدرت تولید مثل آنان نیز بوده است. مهم نیست که مراقبت از کودکان را چقدر تبدیل به وظیفه‌ای اجتماعی و گروهی کنیم، یا مردان را مقید به انجام آن؛ آن چه هم‌چنان ثابت است، این است که تولید مثل، هم‌چنان عملی زنانه است.

مسائل طرح شده، تنها بخش کوچکی از تفکرات من نسبت به مقوله طبقه‌بندی جنسیتی است و باید مباحثه پیرامون این مقوله هرچه بیش‌تر شکل بگیرد. در واقع دست بر هر چیزی که می‌گذارم، تمایل به تحریک آن و دریافت پاسخی از سوی آن دارم. هدف من شکل‌گیری فمینیسم سیاسی قدرتمندی پیرامون مباحث فمینیسم انقلابی است؛ در چنین صورتی جنبش رهایی‌بخشی زنان یک جنبش “رهایی‌بخش” باقی خواهد ماند.

شیلا جفریز، ۱۹۷۷، کنفرانس ملی جنبش رهایی‌بخش زنان، اینگلستون لندن

Picture: Simon Schluter/ The Age